اندوه های فراموش شده,
جای خالی عینک مادربزرگ , کوله باری از اندوه های کلافه,
انبوه عکسهای رنگ پریده , انبوه خاطرات گرد گرفته,
عکسی از جوانیهای پدر و مادر , که دیگر جوان نیستند,
آینه ای که به تو می گوید : تو آن کاهی که پرنده به منقار میبرد
و تصویری که به تو میگوید : گذشته چیزی نیست , جز عبور خاطره از ذهن,
اینست زندگی.
پایی برای گریختن , دستی برای دادن,
زخمی در روح , روحی در آتش,
دستی از دور دست , که برای پاشیدن نمک بر روی زخم دراز میشود ,
گاهی غنیمت است.
گاهی غنیمت است زخم,
گاهی غنیمت است نمک,
اینست زندگی.
عمری بنام رنج,
رنجی بنام عمر,
عمری بنام کینه,
مرگهای پیگیر و گورکنهای غافلگیر,
اینست زندگی.
ما می رویم و همیشه کاری ناکرده می ماند,
ما می رویم و همیشه کفشهای ما بر جای می ماند,
ما می رویم و چیزی هست که ما را ادامه می دهد (زندگی , زندگی , زندگی)
چیست زندگی؟چیست؟
زندگی , اتفاقی است که ابلهی آنرا تکرار می کند
و این زندگی است که در تاریکی کور میشود
و این آرزوست که با پاهای زخمی دور میشود.
آری اینست زندگی.