عهد
تو را من دارم
و اکنون دیگر نه قادرم تو را پس بدهم
و نه خود را پس بگیرم...
از این که بگذریم,
تو آزادی که هر که را بخواهی دوست بداری
و آنچه پسند تو است انجام بدهی,
هر دیوانگی که دلت خواست,
و اگر هم به سرت زد و لازم افتاد , یک جنایت کوچک,
هیچ تغییری در پیمان ما پدید نخواهد آورد
خودم انتخاب کرده ام , می خواهم و عهد می کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 19:19 توسط ناقوس جدایی
|