صدای گامهای نور
بیا آواز تلخت را برای کوهها تکرار کن , تکرار
بیا با رودهای پیر نجوا کن
بیا و سر به زانو گیر
بیا و گریه کن با یاد گلهایی که دست باد پر پر کرد
بیا و دشت را با چشمه چشمت نوازش کن.
تو ای خو کرده با صد تاول چرکین
سرود زخمهای کهنه را تکرار کن , تکرار
بخوان شاید برانگیزی
هزاران روح خواب آلود را در شهر سنگستان
بخوان ای کولی بی همسفر,
ای عابر تنها
بخوان ای با همه بیگانه,
آواز غریبت را...